1. اسپانيا. يهوديان اسپانيا چند تن متفكر اصيل يا بلندپرواز معرفي كردند، از قبيل ماهربن اَلدَبي، كه در سال 1360، كتابي مفصل در باب الٰهيات، فلسفه و علوم تأليف كرد؛ ابنملكاه، كه شرحي نوافلاطوني بر
سِفِر يظيره و بر پرقهٴ رابيالعاذر نوشت؛ مناهمبن زِرَح، كه در حدود 1374 گزيدهاي از احكام دين
يهود را تأليف كرد؛ اسرائيلبننَقَوه، روايات اخلاقي و ديني يهود را گردآوري كرد و كتاب او وسيلهٴ نيرومندي براي حفظ آن روايات و سنّتها شد. بايد از دو معاصر جوانتر هم يادي كنيم كه در ربع آخر قرن زاده شدند، ولي فعاليت اصليشان درسدهٴ بعدي انجام گرفت: شِم طُببن شِمطُب (برآمدنش 1390ـ1440)، و افرائيمبناسرائيلبننَقَوه (وفات: 1442). شِمطُببن شِمطُب موٴلف كتاب امانت1، دربارهٴ اصول دين از ديدگاه قَبّالي و بر ضد بينش عقلي و ارسطويي بود؛ او با شدت به ابنعزرا، ابنميمون و لاوي بن گِرشُن تاخت. از آنجا كه كتاب او مورد استفادهٴ فراوان قَبّاليان بعدي قرارگرفت، در تاريخ آيين قَبّاله اهميت زيادي دارد. رابيافرائيم پسر اسرائيل بننَقَوهٴ فوقالذكر در سال 1391 به آفريقا گريخت و تا سال 1442 در تلمسان ميزيست و تا به امروز، بهعنوان پيري صاحبكرامات افسانهاي و حامي جامعهٴ يهود در اذهان مانده و از روي محبت ((رَب)) ناميده ميشود.
به اين گردآورندگان فرزانهٴ حكمت و سنن ملت خويش، ميتوان كسان ديگري را افزود كه در وهلهٴ نخست مترجم بودند. يوسف بن يوشع لرقي، ترجمهٴ عبري منطق ابنميمون را اصلاح كرد و خود كتابي در باب اصول نوشت؛ داودبنيعيش، ترجمهٴ عربي تدبير منزل منسوب به بروسون را ترجمه كرد؛ سموئيلبن مُطُط آثاري از بطليموس، ابراهيم بنداود لاوي و
كتاب جواهر را كه به غلط به ابراهيمبنعزرا نسبت داده شده بود، ترجمه كرد؛ ماهر اَلگوادث،
اخلاق نيكوماخوس را ترجمه كرد. سموئيلبنمُطُط و شمطب شپروط شرحهايي بر
تورات و تلمود نوشتند. شرحي بر سِفِر يظيره را به سموئيلبنمُطُط، و يكي از بهترين مدافعات ديني يهود در سدههاي ميانه، را هم به شِمطُببنشَپروط مديونيم.
2. كاتالونيا و آراگون. مهمترين فيلسوف و شايد تنها انديشمند اصيل و خلاق يهودي اين عصر، حَسدي قِرِسقاس، اهل بارسلون، بود. او در حدود 1340 زاده شد و در حقيقت فرزند سدهٴ چهاردهم بود؛ ولي مهمترين تأليفش در سال 1410 بهانجام رسيد، يعني زماني كه قريب هفتاد سال داشت. اين كتاب نقدي است از فلسفهٴ ارسطو و ابنميمون بر اساس اصول تلمود كه توسط شخصيتي نيرومند تفسير شده است. براي اعتبار قِرسقاس، كافي است يادآور شويم كه انديشههاي جهانشناسي او بخشي اساسي از افكار جوردانو برونو را تشكيل داد، و اسپينوزا بهشدت تحتتأثير وي قرار گرفت. كاتالونيايي ديگري به نام شمعونبنظِمَح دُوران (تولد: